Best Actor
Best Actor Sam Derakhshani
پنج‌شنبه 03 بهمن 1392 :: 08:36 :: نويسنده : rahairani1368

 

این عکس رو اقای سام درخشانی گذاشتن توی صفحشون اینستا و گفتن..

Hamechi aroome...ma cheghad refighim

پست زیر را هم کلیک کنیدببینید 

سام درخشانی وپگاه!!

چهارشنبه 02 بهمن 1392 :: 17:38 :: نويسنده : rahairani1368

 

سلااااااااااااااااااااااااااااااااام

معلوم نیست ملت هنر دوست امروز کجا تشریف دارند کسی کامنت نمیزاره؟؟؟؟

اقاااااااااااااااااا دلمون گرفت بس اقای درخشانی با موی سپید دیدیم

رهاااااااااااااااا این عکس اقااااااااااااااااااساااااااااااااااااااااااااام میدوستد

لطفا پست زیر را هم کلیک کرده ببینید 

سام پژمان کامبیز بالای برج

پوریا پورسرخ با سبیل

چهارشنبه 02 بهمن 1392 :: 15:24 :: نويسنده : rahairani1368

 

عکس وب my star

دوستان عزیزممممممممممممممم

رهاااااااا به شما پیشنهاد میکنه این مجله بخونید

خیلی مصاحبه جالبی با این دو هنرمند عزیزمون کردند

از ازدواج اقای درخشانی تا کری خونیش با تنیسورهااااااا

تا برسه به اینکه دوستای پسر کوچولوی خانم چرخنده بهشون گفتن لولو

-----------------------------------

پست های زیر را هم کلیک کنید ببینید قشنگن

تمرین تنیس سام درخشانی

سام درخشانی11دی92

سام درخشانی دی92

اینستاگرام سام درخشانی

چهارشنبه 02 بهمن 1392 :: 07:16 :: نويسنده : rahairani1368

 

پشت صحنه سریال آوای باران

نقطه قوت سریال آوای باران بازیگران خوب و نقطه ضعف این سریال ضعف شدید فیلم نامه است. این جور فیلم نامه ها یه جورایی عشق هندسی رو ترسیم میکنه. عشق این داستان یه مثلثه. فرید و کیانوش و باران. نویسنده ها توی این مواقع برای از بین بردن یه رقیب خلاقیت های جور و واجوری به خرج میدن. مثلا رقیب تو جریان داستان کشته میشه ، بیمار میشه ، وادار به مسافرت میشه یا حتی پیشنهادش رو پس میگیره. اما توی این قصه کیانوش یک شبه سیاه میشه. و این هم خلاقیت نویسنده این سریاله. یک شبه سیاه شدن کیانوش واقعا خنده دار بود. عاشقی مثل کیانوش که از بچگی دل به باران داده مگه میشه در عرض یک شب اینطور خبیث و پلید بشه که از پشت به باران ضربه بزنه و زندانی اش کنه. 


اینطور که اول سریال از خباثت نادر و مراد مظلوم صحبت میشد مثلا این که باران میگفت : "مگه ندیدی نادر سر مراد چه بلایی آورد؟ حتما باید صابونش به تن تو هم بخوره تا بفهمی یارو گردن کلفته؟" بیننده خیال میکرد که نادر باران و مراد رو میشناخته و از روی قصد و غرض مراد رو انداخته زندان. در حالی که نادر اصلا مراد رو نمیشناخته و فکر میکرده اون ها زورگیرن.


به علاوه مدارک توی دفترخونه به اسم باران ریاحی سند خورده. حالا که همه چیز رو شده دیگه نیازی نیست دایی طاها چیزی رو از اونا پس بگیره. چون همه چیز قانونا به اسم بارانه نه بیتا.
آرایشگر روز اول خال بیتا رو با مداد روی گونه اش کشید. بعد چطور شد که دایی طاها تونست با خودکار اون خال رو بکنه؟


جاوید و مراد و حامد و کیانوش که اینقدر بزن بهادر بودن و تونستن اون طور نسخه نادر رو بپیچن چه طور نتونستن توی این همه سال از پس شکیب بربیان؟ یعنی توی این همه سال نتونستن ناغافل بریزن سرش اون هم با این همه کینه ای که نسبت بهش داشتن؟


فرید مثبت قصه چرا به جای انجام دادن وظیفه اش که پناه دادن به بچه های کاره با شکیب معامله میکنه؟ فرید واقعا چی کاره ست؟ این طور که توی این سریال نشون داده شده اختیارات این آقا از پلیس بیشتره.
آدم پول دوستی مثل شکیب چرا وارد معامله با طاها و باران نمیشه و پای قول و قرارش با نادر مونده؟ چرا فیلم نامه نویس های محترم اصرار دارن که همه شرایط رو به نفع شخصیت منفی قصه رقم بزنن؟


کیانوش با چوب از پشت به باران ضربه زد. اونم جلوی چشم مردم؟ کسی بهشون نگفت با دختر مردم چی کار دارید؟ فرید و دایی طاها که اینقدر منتظر باران بودن چطور ندیدنش؟


باید از طراح تیتراژ این سریال تشکر کنم. تیتراژ ابتدایی این سریال واقعا زیباست. اما مناسب این سریال نیست. چون این سریال اصلا درباره بچه های کار نیست. خط بیتا و سینا و مثلث باران و فرید و کیانوش اینقدر توی این داستان پررنگ شدن که تکدی گری و بچه های کار اصلا دیده نمیشن.


بیتا چرا پای سینا وایساده وقتی سینا از روز اول شروع به توهین و تحقیر بیتا کرد؟ چرا هنوز به خانواده اش پشت پا میزنه به خاطر سینا که از روز اول خودش رو خوب نشون داد؟ از آدم زرنگی مثل بیتا همچین کاری بعیده.


درسته که همه ی فیلم ها قرار نیست جایزه بگیره. ولی خوبه که آدم وقتی سریالی رو مینویسه یا میسازه تا حد امکان مشکلاتش رو رفع کنه که انتخابات بهترین سریال برای مسئولان سخت بشه. حسین سهیلی زاده که اینقدر کارگردان خوب و توانمندیه اینبار اسیر فیلم نامه پر از ایراد شده. هرچند تجربه این کارگردان موفق باعث شده این سریال هم یک سریال پر بیننده بشه.

---------------------------------------------------------

نویسنده این پست رزا وطن پور

------------------------------------------------------------

سه‌شنبه 01 بهمن 1392 :: 13:08 :: نويسنده : rahairani1368

 

این عکس اقا سام درخشانی ساعت 4ونیم صبح گذاشتن توی اینستا گرامشون  نوشتند..

22.....22.....22 merci az lotfe hamegi,dametoon garm

با تشکر از سحر جون وب my star

22...22...22یعنی22فالویینگ.22هزارنفرفالورز.و22پست با هم مساوی شدند

سه‌شنبه 01 بهمن 1392 :: 08:31 :: نويسنده : rahairani1368

 

 

این عکس اقااااااااااساااااااااااااام گذاشتند تو اینستااااااااگرامشون و نوشتند

Man(sam)pesaram farid(siavash)va baran(azade)....raftim farsh bekharim

رهاااااااااااااااا توضیح میدهد رفتند افتتاحیه فرش فروشی سرای ابریشم

اقای درخشانی با اقای دیرباز به این مراسم رفتند تونستم اون عکسم میزارم

دوشنبه 30 دی 1392 :: 11:51 :: نويسنده : rahairani1368

 

متن زیر را دوستی به نام 

ازی

در کامنتها گذاشته بود چون خوشم اومد از نوشتش اوردمش صفحه اصلی که همه ببینند

عکس با تشکر از پرند جون

  ب نظر من بودن يك يا چند تا از بازيگران مورد علاقمون در سريال نبايد باعث بشه كه بعد منفي كار رو نديده بگيريم...

اين كار يعني آواي باران كمي تا قسمتي عجيبه و منفي و ب دور از در نظر گرفتن شعور مخاطب...

اولين مشكلش هم نويسندگيشه...نويسندگي اي كه كارگردان از اون ب نام خلاقيت نام مي بره اما خلاقيتي در اون نيست

كپي برداري ناشيانه از داستان معروف اليور توييست

داستاني كه زيباييهاي خاص خودش رو داشت و با وجود رنگهاي خاكستري و خيابونها و بعضي مردم چرك و نامطبوعش اما ب دل نشست

چرا ما ياد نگرفتيم كمي متعادل باشيم؟؟؟

هميشه يك وجه از زندگي در ما اغراق آميز تر از وجوه ديگه است

مثل شخصيتهاي نابسامان اين داستان

همشون ي بخش كاملا اغراق آميز دارن

ك بسيار عجيبه و باور ناپذير


نويسنده يا كارگردان.... این رمان معروف رو هندی کرده.. به جای اليور داستان دختری به نام باران رو انتخاب کرده...باراني ك بيشتر غلو مي كنه و انگار با بزرگ شدن توي جمع تكدي گران...فيلسوف بار اومده تا يه دختر زجر كشيده...يهو قلدر و قداره كشه...بعد آروم و ناز نازي!!!!

بعد هم ك خيلي زود بزرگش مي كنه و فرید رو مي فرسته دنبالش.... نقشي كه واقعا مصنوعيه. یک پسر جوون مدیر! بطور تصنعی نمازخون و مومن....نقشي كه اصلا باور پذير نيست... نمیدونم توی سریال خبری از پلیس هست؟! این فرید که مثلا مدیر ستاد جمع آوری بچه های خیابانیه نفوذ و قدرت ماموران اف بی آی رو داره و یک تنه همه کار میکنه؟؟!!!! حتی در یک قسمت دیدم که به پلیسها هم دستور میداد و یا میگفت تا هروقت بخوام نگهش میدارم! خوب اين يعني چي؟؟ اين يعني خلاقيت؟؟؟

مهران احمدی ...مثلا شده شبیه شخصیت فاگین رمان وزين بینوایان ....طراحی این شخصیت اولین و مهم ترین توهینیه ک به مخاطبان باسواد تلویزیون و خوانندگان رمان الیورتویست می شه....

اصلا چرا بايد به جای پرداختن به کودکان کار و خیابانی و اصل قرار دادن اونا... دختری مثل بیتا و مادر و پدر اونو اصل داستان قرار داد؟؟؟.

بیتا برای رسیدن به پسر مورد علاقه خودش مقابل همه واي ميسته... ي نوع آموزش بازي و معامله با پدر و مادره انگار برای رسیدن به خواسته های غیرمنطقی.... اصلا جا زدن بیتا به اسم باران چي بود؟؟ و چرا طاها بايد نگران مال و اموالش باشه؟؟ يعني اسم اينم خلاقيته يا كش دادن الكي داستان و ناديده گرفتن شعور ما؟؟؟ ثبت احوال هم بووووووووووووق تشریف داره يعني آيا اونوقت؟

بعد نقش طاها...من خودم ب شخصه آرامش و متانت آقاي پگاه رو مي پسندم...ن در اين سريال..كلا...اما اين نويسنده محترم و كارگردان عزيز چرا اينقدر ي پدر رو خنگ تصور كردن؟؟ مثلا فکر کن جای اینکه دخترت 26 سالش باشه 18 سالش باشه تازه فقط یک نشونه خال از بچه یاد پدر هست؟! پس هر خالداری!!!! رو بیارن به عنوان دختر قبول داره آيا؟؟؟

چرا سينما و تلويزيون ما اين شكليه؟؟ چرا سریال سازاي ایرانی سریالايي می سازن با قسمتهای زیاد...تو همه این قسمتها هم حرمتها شكسته ميشن و انقدر كشش ميدن و به قول معروف آب ميبندن توش ك نوعي توهينه ب شعور بيننده...بعد طي يك عمليات انتحاري در قسمت آخر و در یک نتیجه گیری کلی شخصیت های بد و تنبیه مي كنن و مجازات و از اون مضحكتر خيلي وقتها متحول....

آواي باران هم همينه...فصل اول سريع و بي منطق تمام شد و رسيديم به فصل دوم...حالا هم انقدر كشش دادن و شورشو درآوردن...بعدم توي يكي دو قسمت آخر مي خوان همه رو بكنن قديس و زندگي شيرين مي شود؟؟؟

من فكر مي كردم تماشای سریالی مثل آوای باران مي خواد موضوع مهمی مثل کودکان خیابانی و مافیای تکدی گری رو براي من افشا و اطلاع رسانی كنه...ولي ديدم نه.... داستان همون عاشقانه هاي هندي هميشگيه.....


و از اون بدتر...مردم ديگه حالا به جای تماشای دغدغه سازمان بهزیستی و دیدن سریالی دراماتیک و در عین حال آموزشی و اجتماعی در آوای باران منتظرند تا ببننند نتیجه عشق بیتا و سینا و باران، فرید و کیانوش چ ميشه!!!!.این هم از دست پخت جدید تلویزیون برای رفع یک معضل اجتماعی و البته مبارزه با ماهواره!!!!

تازه به به و چه چه همه هم بلنده...و نصف بيشتر ك چ عرض كنم....بالغ بر نود درصد اين به به و چه چه ها ب خاطر حضور بازيگر مورد علاقشونه در سريال...و از اون بدتر ك بي هيچ نگاه علمي اي هر گونه نقد رو هم مغرضانه سركوب مي كنند و جوابهاي غير منطقي مي دن...

ما هممون هنرمندي رو دوست داريم و كارش رو مي پسنديم...اما بي عيب ك نيستن...قرار نيست با حضور اون در سريالي ضعف اصلي سريال يا فيلم رو نديده بگيريم....اين سريال ضعيفه...بسيار هم ضعيفه....

ب قول آقاي خسروي عزيز ك گفتن خيلي وقته نشستم و دست زير چونه تلويزيون تماشا نكردم...بايد گفت...آره...ما عادت كرديم فيلم ها و سريالهامون رو ب خاطر حضور شخصي ك دوسش داريم تماشا مي كنيم بدون اين ك بدونيم چ هزينه اي صرفش شده و چ پيامي قرار بوده برامون داشته باشه...

خداييش...رو راست و وجداني...ما هنرمندمون رو ب خاطر تيپ و ظاهرش انتخاب نمي كنيم؟؟ اگه نه...پس چرا اين روزا خيلي از مرد اولاي سينماي ديروز ب فراموشي سپرده شدن و تو اوج تنهايي و شايد تنگدستي دارن اين دنيا رو سر مي كنند...اگه نه...و اگه از روي دلايل علميه...چرا خيلي از پيشكسوتهامون رو در اوج بيماري داريم و ب يادشون نيستيم؟؟؟

هنر فقط تو دستاي اونايي نيست ك الان چهرشون ب واسطه يه سري كار واقعا ضعيف و بي معنا تو ديده...ما مردم متاسفانه يادمون رفته...خيلي چيزا رو يادمون رفته...صفحه مي زنيم...طرفداري مي كنيم...لايك مي كنيم...قربون صدقه ميريم...ك چي؟؟

ك بگيم هنر دوستيم؟؟ واقعا هنردوستيم يا آدم دوست؟؟

اگه هنر دوستيم چرا براي يكي مثل مهرآرا ك دو پاشو از دست داد صفحه نزديم؟؟ چرا سعدي افشار ك تو تنگدستي و تنهايي فوت كرد امسال برامون اسطوره نيست؟؟

چرا قربون صدقه يكي مثل جمشيد مشايخي نمي ريم ك اوج هنره و بيمار؟؟ يا شهلا رياحي رو شناختيم؟؟

تا تقي ب توقي ميخوره و سريالي پخش ميشه...گلخانه و ورزش و ويتامين سه راه ميندازه ولي براي ياد كردن از اسطوره هاي قديميش كوچكترين همتي نداره..

-------------------------------------------------------

 متن بالا کامنت یکی از بازدیدکنندگان محترم بنام ازی هست

صحبتهایش متین بود و دلنشین

-------------------------------------------

 داستان غیرقابل باور اوای باران روی اعصاب رهاااااااااااا است

 

بعضی شخصیتهایش که مثل مرضیه و فرید فرشته اسمانی اند

 

بعضیم مثل نادر زیور دیووووووووووو

 

شخصیتها هیچ کدوم واقعی پردازش نشدند بعد میگن سریالمون رئاله!!!!!!!!

 

رهاااااا اگه بازی خوب ساااام درخشانی و الهام چرخنده  و اقا شکیب نبود

هیچ علاقه ای به دنبال کردن  اوای باران نداشت

رهااا اوای باران را بخاطر بازیگرمورد علاقش سام درخشانی دنبال میکنه

شما برای چی سریال اوای باران دنبال میکنید؟؟؟

فیلمنامش براتون قابل باوره؟؟؟؟

یا صرفا بازیگر موردعلاقتون در سریال هست و شما هم سریال میبینید؟؟؟؟؟

لطفا کامنت بزارید و نظرتونو در مورد این سریال بنویسید

دوشنبه 30 دی 1392 :: 10:50 :: نويسنده : rahairani1368

 

واااااااااااااااااااااای رهاااااااااااااااااا عاشق دکتر توتونچیو بااااااااااااااانو زیوراست

این از فرمایشات دکتر توتونچی میباشد به انتخاب بچه های وبلاگmy star

اقااااااااااااساااااااااااااااااام دکتر توتونچی خیلی باحال بازی کردین

کلاااااااااا رهااااااااااا عکس و دیالوگ برتر از my starکش رفت

در ضمن ادرس وبلاگ my star

 http://www.voooo.blogfa.com/#

اقااااااااااا ساااااااااااااااام از این وبلاگ دیدن میکنند

متن زیر هم کامنت سوم اقای درخشانی برای بچه های

وبلاگmy star میباشد

-----------------------------------------

پیام اقای درخشانی در وبلاگ my star

دوستان و همراهان دوست داشتني
ممنون از اىنكه سريالو دنبال و نقد مىكنيد
تمامه نظراته شما عزيزانو ميخونم و لذت مىبرم....شك نكنيد كه از نظراتتون استفاده مىكنم كه بهتر بشم....بهتون قول مىدم ..ممنون از همكي

-----------------------------------------

اینجا وبلاگ نقد فیلم و سریال هست

من رهااااااااااا هستم از اعضای وبلاگ my star

 این دیالوگم به انتخاب خودم

سام درخشانی(نادر اوای باران)=اقااااااااااا قورباغه هاتو جمع کن برو از اینجااااا

جالبی این سکانس ارامش حمیدرضاپگاه بود

ساااااااااااااام درخشانی انقدر فریاد زد و اکشن بود بنده خدا عرق کرد

(موندم چرا اقای سهیلی زاده کات نداد اقاااااااااااساااااااااااااام نفسشو تازه کنه؟)

انوقت دایی طاها ارام و معمولی یکمی درس اخلاق داد و از قورباغه ها گفت و رفت

البته رهااااااااااا تاکید میکنه که نادر کار بسیار زشتی کرد با دایی طاها بد و بی ادبانه صحبت کرد

 

 

دوشنبه 30 دی 1392 :: 06:07 :: نويسنده : rahairani1368

 

عکس و یادداشت جدید بنیامین بهادری به یاد همسرش

به گزارش دو روز ، بنیامین بهادری دیشب این متن و عکس را به یاد همسرش، روی اینستاگرام خود منتشر کرد

«روز عشق من و تو، ٢٢ دى ماه ١٣٧٩ ساعت گرگ و میش، درست سیزده سال پیش در چنین ساعتى همین جا، حالا من سویشرت سورمه اى اون روز تو رو پوشیدم و پایین ولنجک رو به روى در نمایشگاه منتظر تو که بیایى و از کنارم رد شوى و من با تمام معنویت اون سال ها تو را بخواهم و …»

 

یکشنبه 29 دی 1392 :: 09:44 :: نويسنده : rahairani1368

 

عید همگی مبارک

عکس زیر با تشکر از سپیده جون وب همه زندگیم سام

اقای اوجی شما چرا اینقدر ژست میگیرین؟

رهااااااااااا معرفی میفرماید از راست به چپ

اقاااااااااااااااااااسااااااااااااااااااام دوست داشتنی

رضا یزدانی خوش صدا

 علی اوجی(مدیر برنامه رضا یزدانی)ملقب به خود شیرین کن

پست های زیر را کلیک کنید ببینید تا متوجه عرایض رهاااااااااااااا بشوید

خیلی عکسهای باحالی هستند کلیک لطفااااااااااااا

 

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید