|
Best Actor Best Actor Sam Derakhshani درباره وبلاگ sam and assal آخرین مطالب آرشيو وبلاگ
نويسندگان سهشنبه 28 مرداد 1393 :: 23:03 :: نويسنده : rahairani1368
به گزارش بانی فیلم: سريال «زاويه هفتم» به تهيهكنندگي اميرحسين شريفي و كارگرداني محمدعلي سجادي از نيمه مرداد امسال در تهران كليد خورده و تصويربرداري آن همچنان ادامه دارد. از ميان بازيگران تاكنون حميدرضا پگاه، سارا نازپرور و رويا نونهالي جلوي دوربين رفته اند. سهشنبه 28 مرداد 1393 :: 22:49 :: نويسنده : rahairani1368
سام درخشانی=سلام ،،شديم يه استاديوم ازادي..ز همراهي همه عزيزانم ممنونم، مرسي كه با من همراهيد و بهم انرژي ميديد،كلي باهاتون پز ميدم...(به خدا).....يه تشكر ويژه ام دارم از فن پيجام كه بهترينن واين حرف من نيست اينو همه بهم ميگن،حودمم ميدونم بهترينها و منسجم تربن دوستانو در كنار خودم دارم ..خدارو شكر...از الان خيز بر ميداريم واسه دويستايي شدن در كنار شما...اميد وارم تا اون زمان همه شمارو از نزديك ديده باشم...دوستتون دارم خيلي...خيلي چهارشنبه 22 مرداد 1393 :: 01:46 :: نويسنده : rahairani1368
سهشنبه 21 مرداد 1393 :: 00:59 :: نويسنده : rahairani1368
پست جدید اینستاگرام اقاااااااسااااااام سام درخشانی=يه فيلم ديدم بازيگرش ميگفت:يه شير مرده بيرون قفس شرف داره به دهتا شير زنده تو قفس...نمي دونم چي شد ياد يه سري ادم بدرد نخور كه اتفاقا دور هممون زيادم هست افتادم....دمتون گرم رها=اقاااااااساااااااام نبینیم ناراحتی شما رو دوشنبه 20 مرداد 1393 :: 02:21 :: نويسنده : rahairani1368
عکسها با تشکر از سحرجونم مدیر وب my star
یکشنبه 19 مرداد 1393 :: 10:15 :: نويسنده : rahairani1368
اقااااااااااااسااااااااااااام=همين الان سر كار...شب كاري...دارم كامنتاي پست قبليمو مي خونم حالم خوب شه شنبه 18 مرداد 1393 :: 23:46 :: نويسنده : rahairani1368
شنبه 18 مرداد 1393 :: 18:46 :: نويسنده : rahairani1368
حال و هوای خودم گرفته بود هروقت حالم گرفته است این نقاشی ارومم میکنه
دستها اثر البرشت دورر عاشق این اثر هستممممممممممممم اما داستان خلق این اثر چیه البرشت دورر خانواده فقیری داشت یک روز با برادرش قرار گذاشتند شرط ببندد هر کدومشون برنده شد بره دنبال درس و نقاشی یاد بگیره و اون کسی هم که بازنده شد بره دنبال کار و خرج تحصیل برنده بده البرشت برنده شد و رفت دنبال نقاشی اما برادرش رفت و کارگر معدن شد..... چهرسال بعد البرشت برگشت و خانوادهاش ضیافت شام کوچکی ترتیب دادند البرشت سر شام از برادرش تشکر کرد و گفت ببینید از امروز من کار میکنم و خرج تحصیل برادرم میده تا نقاشی بخونه همه زدند زیر گریه بعد برادر البرشت دستهای برادرش گرفت و بهش گفت برادر من خوب دستهای منو ببین که بخاطر کارتوی معدن چقدرضخیم و پینه بسته شد دیگه بدرد نقاشی کشیدن نمیخوره نگاهی که اون شب البرشت دورر به دستهای پینه بسته برادرش انداخت باعث الهام او برای خلق این اثر جاویدان شد جمعه 17 مرداد 1393 :: 11:00 :: نويسنده : rahairani1368
پنجشنبه 16 مرداد 1393 :: 14:58 :: نويسنده : rahairani1368
تیتر این پست جالب بود نه این عکس یادتونه دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برنامه جشن رمضان و تولد اقااااااااااااسااااااااااااااااام |
||
|
|